همزاد
ادبی- هنری- فرهنگی- اجتماعی
این روزها، این شب ها، این هفته ها و ماهها این سالها... همه از پی هم می آن و می رن من و تو هم می آییم و می ریم ... انگار نمی خواد چیزی عوض بشه همه یه روز می آن، یه روز می رن اما، به قول شاعر بزرگ قرن هفتم، سیف فرغانی... خواستم فقط اشاره ای کرده باشم. این روزها، همه سعی می کنن هرچه مستقیمتر حرف بزنن. واسه همین من زیاد دوست ندارم به صراط مستقیمی برم که همه می رن. بد نیست واسه حسن ختام!! شعری زیبا از شاعربزرگ پارسی یعنی سیف فرغانی، که در برابر بیداد و ستم مغولان (دشمنان بیگانه و البته وحشی صفت) در ایران سروده تقدیمتون می کنم: هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونـقِ زمان شمـا نیز بـگذرد وین بومِ محنت از پیِ آن تا کُنَد خراب بر دولت آشیان شمـا نیـز بگذرد باد خزانِ نکبتِ ایام، ناگهان بر باغ و بوستان شمـا نیز بـگذرد آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد چون دادِ عادلان به جهان در بقا نکرد بیـداد ظالمـان شما نیز بگذرد در مملکت چو ُغرّش شیران گذشت و رفت این عوعوی سگان شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکُشت هم بر چــراغدان شما نیز بگذرد این مملکت ز کسان به شما ناکسان رسید دوران نـاکسانِ شمــا نیز بگذرد زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کـاروان شما نیز بـگذرد بیش از دو روز نبود از آنِ دگرکسان بعد از دو روز از آنِ شما نیز بگذرد بر تیرِ جورتان ز تحمّل، سپر کنیم تا سختیِ کمان شما نیز بـگذرد

