همزاد
ادبی- هنری- فرهنگی- اجتماعی
سکوت سرشار از ناگفته هاست... شاید این سطر درخشان ومعروف، به این چیزی که می خوام بگم زیاد ربط نداشته باشه ولی به نظرم رسید شاید شاهد مثال خوبی باشه. همیشه حرف زدن و در حقیقت گفتن و بیان کردن، گویای یک سری از حس ها و توصیفات نیست. گاهی می شه چیزی رو که می خوای تو چندین سطر بنویسی یا چند دقیقه راجع بهش صحبت کنی، تو یه عکس ببینی خاصه اینکه اون عکس عنوان هم داشته باشد. (در اصول خبرنگاری برای عنوان یا تیتر تعریفی اومده که خلاصه اش اینه : تیتر ما رو به متن وارد می کنه، کدی است برای اینکه مخاطب بدونه می خواهیم راجع به چی صحبت کنیم...) اینها رو در پاسخ اون دوست عزیزی نوشتم که برام کامنت گذاشته بود : راجع به چی نظر بدیم ، انگار عکس به این گویایی و عنوان گویاترش براشون کافی نبوده در ثانی همیشه واسه هر چیزی نباید نظر داد بعضی وقتها باید دید و سکوت کرد و لذت برد ... چرا که همون طور که تیتر گویای این متن بیان کرده سکوت سرشار از ناگفته هاست، مگه نه؟؟ حالا دوست عزیز لطفا نظر بده ....

