همزاد
ادبی- هنری- فرهنگی- اجتماعی
-۱- يكي -۲- زير قوسهاي پل روي دره دعا ميكنم -۳- دانه ديگر رسيده است. از طلوع صبح خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش
از
پس
ديگري
برگها
از
درخت
ميريزند
اما درخت همچنان ايستاده است.
(يوهانا يوناس ليشتنوالنرـ آلمان)
پايههاي پل با من همصدا ميشوند.
(ليا فرانك ـ آلمان - برلين)
بي امان باران ميبارد.
(گردا كيرزمه ـ آلمان)
